يحيى دولت آبادى
180
حيات يحيى ( فارسى )
فصل هجدهم وقايع بعد از صلح بىاساس پيش از نگارش وقايع مزبور لازم است بخصوصيتى كه ميان احتشام السلطنه رئيس مجلس و بعضى از وكلاى آذربايجان واقع شده و خصوصيت مزبور در جزرومد اين احوال مدخليت دارد اشاره نمايم و آن اينستكه از پيش نوشته شد نظر بكمال جدائى كه ما بين تقىزاده و ديگر تندروان مجلس از وكلاى آذربايجان و غيره با امين السلطان بود تندروان عقب ميمانند به حدى كه ديگر اجازه نطق به آنها داده نميشود مخصوصا به تقىزاده كه سرحلقه آنها است احتشام السلطنه كه بعد از قتل امين السلطان رئيس مجلس مىشود با آقا سيد عبد اللّه سابقه كدورت داشته وجود او را با نفوذ نام در مجلس مضر ميداند و ملاحظه مىكند كه تندروان بعد از كشته شدن امين السلطان جلو افتاده از تحت فشارى كه بودهاند درآمده مورد ملاحظه شدند احتشام السلطنه هم نظر به حال افراط و تفريطى كه در وجودش هست با تقىزاده و رفقايش فوق العاده خصوصيت مينمايد بطوريكه بىاطلاع آنها كارى نميكند و با اينكه بعضى از وكلاء را طرف شور در كليه امور مجلس قرار دادن خلاف رسم است بطوريكه همهكس ميفهمد خصوصيت فوق العاده با آنها مىكند آنها هم نفوذ تام در مجلس پيدا ميكنند و آقا سيد عبد اللّه و چند نفر از تجار درجه اول كه در مجلس هستند و با تندروان ميانهئى ندارند بواسطه ارتباطى كه با امين السلطان داشتهاند از ارتباط زياد احتشام السلطنه با تقىزاده دلتنگ شده هريك براى حفظ خود راهى اختيار مينمايند حاج امين الضرب و معين التجار بوشهرى خود را باحتشام السلطنه نزديك مينمايند احتشام السلطنه چون حاج امين الضرب تحويلدار و رئيس مباشرت مجلس است وجوهى كه جمع شده نزد او است ناچار است از وى ملاحظه داشته باشد از طرف ديگر تقىزاده و رفقايش تند ميروند و از احتشام السلطنه پيش افتاده اعتنائى به او نميكنند بلكه گاهى به كارهاى افراط و تفريطى او اعتراض هم ميكنند در اينحال آقا سيد عبد اللّه ميبيند شاه از او مطمئن نيست كه برود با او بسازد